شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 19 دی ماه سال 1390
من برگشتم

سلام


ساعت 5 صبح و من 2-3 ساعتی هست که بیدارم. آخه در طول 3 ماه گذشته به عنوان "نانوا" توی یه هتل کار کردم و ساعت کارم 12 شب تا 9 صبح هست و خلاصه که شب و روزم کاملا بر عکسه! دیروز برای 11 برگشتم خونه و برای 2 خواب بودم. امروز تعطیلم و برای همینه که به جای اینکه الان در حال نون پختن باشم، اینجا نشستم و دارم تایپ می کنم. ( و یه نکته ی کوچولو اینکه با اینکه الان 1 ساله که اینجا چیزی ننوشتم و در واقع 1 ساله که فارسی تایپ نکردم، ولی هنوز فارسی تایپ کردن یادمه!)

بگذریم... همونطور که گفتم 1 ساله که اینجا چیزی ننوشتم. یعنی از خودم چیزی ننوشتم. اون 2 تا شعر حاصل ساعت ها بیکاری بود... ولی حالا برگشتم. باز دلم می خواد که بنویسم. از همه چیز و همه جا!

از خودم شروع کنم. این سال گذشته مخلوطی بود از بطالت و پر کاری! در عین حال که بیکار بودم ، کار می کردم. مثلا برای یه فستیوال غذا رفتم Monterey. یا برای 1 هفته توی یه استودیو برای مسئولان کمپانی NBC دسر سرو کردم. برای 1 ماه رفتم یه شهر دیگه و کمک کردم یه رستوران جدید باز بشه، و بعد، 1 ماه بعد دوباره 1 هفته رفتم پیششون تا کمکشون کنم. از اینجور کار های پراکنده. الان هم 3 ماهه که شبا توی هتل نون می پزم! حالا که فکرش رو می کنم میبینم که من در هر ساعتی از روز یا شب که می شه تا به حال کار کردم. حتی دوران مدرسه که TA بودم برای 4 صبح می رفتم در آشپزخونه رو باز می کردم و همه چیز رو آماده می کردم تا قبل از اینکه شاگرد ها بیان!

این از کار. از نظر بیکاری هم بد نبوده. اول از همه این که مهمون زیاد داشتم و این خودش خیلی خوبه. به غیر از اون چند باری رفتم طرف Davis و SanFrancisco پیش دوستان. کلی رستوران های جدید رو امتحان کردم و با آدم های جدید آشنا شدم. یکی از جالب ترینشون یه Chef فرانسوی-ژاپنی که توی Beverlyhills کار می کنه. یا اینکه شروع کردم تقویم روزانه Losangeles رو خوندن که هر وقت برنامه ی باحالی پیدا کنم برم شرکت کنم. همین باعث شد تابستون که مینا و لادن پیشم بودن بتونیم بریم Downtown و 1 ساعت توی خیابون برفصیم! یا اینکه یه بعد از ظهر برم Huntington Library و موسیقی سنتی چینی گوش بدم. 

این ها به کنار، 2 هفته دیگه این کار هتل رو هم تموم می کنم. هنوز برنامه ای برای بعدش ندارم.  ولی این رو می دونم که باید دنبال یه کار خوب بگردم. یه کاری که واقعا نظرم رو جلب کنه، نه یه کاری که فقط وقتم رو پر کنه. و یه چیز دیگه این که دوباره حال و هوای سفر زده به سرم و قبل از شروع هر کار جدیدی باید یه سفر خوب برم! ممکنه برای عید برم یه سر ایران. ممکنه که قبلش یه سر یرم Monterey. باید ببینم چی می شه...

امسال اسکار 26 فوریه است. این می شه 6امین سال. فکر می کنم توی تمام زندگیم به هیچی اینطور که به اسکار پایبندم، پابین نبودم! 


همین! 

دوشنبه 14 شهریور ماه سال 1390
IF

If

by e.e. cummings

If freckles were lovely, and day was night, And measles were nice and a lie warn't a lie, Life would be delight,-- But things couldn't go right For in such a sad plight I wouldn't be I. If earth was heaven and now was hence, And past was present, and false was true, There might be some sense But I'd be in suspense For on such a pretense You wouldn't be you. If fear was plucky, and globes were square, And dirt was cleanly and tears were glee Things would seem fair,-- Yet they'd all despair, For if here was there We wouldn't be we.

چهارشنبه 22 تیر ماه سال 1390
The Road Not Taken - Robert Frost

Two roads diverged in the yellow wood

and sorry I could not travel both

and be one traveler, long I stood

and looked down one as far as I could

to where it bent in the undergrowth


Then took the other as just as fair

and having perhaps the better claim

because it was grassy and wanted wear

though as for that the passing there

had worn them really about the same


And both that morning equally lay

in leaves no step has trodden black

oh, I kept the first for another day

yet knowing how way leads on to way

I doubted if I should ever come back


I shall be telling this with a sigh

somewhere ages and ages hence

two roads diverged in a wood and I

I, took the one less traveled by

.and that has made all the difference

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>