X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 4 تیر‌ماه سال 1386
هفته آخر

۱ شنبه گذشته به رئیسم گفتم که یه کار جدید پیدا کردم و دیگه نمی رم سر کار. البته طبق قوانین از وقتی اعلام کنم که نمی یام، باید ۲ هفته برم سر کار. امروز ۱ هفته از اون ۲ هفته تموم شد. در عین حال که خیلی خوشحالم از این که دیگه مجبور نیستم روزی ۵۰۰ دست لباس تا کنم و توی اتاق پرو به مردم کمک کنم، ولی دلم می سوزه که دارم H&M رو ول می کنم. واقعا اونجا رو دوست دارم. مخصوصا آدم هایی که اونجا کار می کنن. باورم نمی شد که بتونم دوست های به این خوبی پیدا کنم. یکی شون که گفته می خواد برام مهمونی بده! خلاصه همه اش این چند رو ز دوربینم دنبالمه و دارم از دوست هام عکس یادگاری می گیرم!!!!

در مورد این که کار پیدا کردم هم، هنوز نمی تونم اطلاعات کامل بدم. بعدا همه چیز رو توضیح می دم...  

هفته دیگه دارم ۵ روز می رم NewYork پیش دختر عموم. خیلی خوشحالم! آخه تا حالا نیویورک رو ندیدم. دختر عموم رو هم الان ۵ ماهه که ندیدم. می خوام حسابی خوش بگذرونم.