X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1388
اومدم!

سلام


بیش از ۱ ماهه که از سفر برگشتم. عجب سفری بود. لحظه به لحظه اش فراموش نشدنی و عالی...


ایران: بعد از ذوق و شوق اولیه که باعث می شد توی ماشین جیغ بکشم و بالا و پایین بپرم، درست مثل این بود که اصلا از ایران نرفتم. خیلی راحت بود برگشتن به زندگی. روپوش و روسری پوشیدن، از خیابون رد شدن، توی خیابون ولی عصر قدم زدن... حس خیلی خوبی بود.

و البته عروسی که جای خود داشت. خیلی خوش گذشت. سنگ تموم گذاشته بودن. و این که من تونستم کنار ترانه باشم روز عروسی، برام بس بود. خواهر کوچولوم رفت خونه ی شوهر...


ایتالیا: از روزی که فیلم only you رو دیدم، می خواستم برم ایتالیا رو ببینم. و باید بگم که از اون چیزی که فکر می کردم هم بهتر بود. rome, Florence, Perugia, Venice, Como, Milan, همه بسیار زیبا، بسیار دیدنی و بسیار فراموش نشدنی بودن. روزی 13-14 ساعت یک سره توی شهر ها قدم می زدم تا بتونم همه چیز رو از نزدیک ببینم. بدون تور و راهنما. خودم و یه نقشه ی شهر و همون 2-3 کلمه ایتالیایی که بلد بودم :)

و دیدن دوستان! نیما و گلشن و سحر. چقدر خوب بود...


فرانسه: با این که Nice و Cannes رو توی 1 روز دیدم ولی از حفتشون خیلی لذت بردم. شب اول توی فرانسه رو توی Nice موندم توی Hostel. تجربه ی جالبی بود. صبحش اول در 1 ساعت شهر رو دیدم و بعد رفتم Cannes و 2-3 ساعتی اونجا بودم و بعد با یه توقف کوتاه در St. Raphael رفتم Paris پیش آیه. چقدر Paris شهر قشنگیه. اون 3 روز، ضبح و ظهر ( وقتی آیه سر کار بود) داشتم شهر رو می دیدم ( من و نقشه و پای پیاده!) و شب با آیه می رفتیم بیرون. خیلی خیلی خوب بود.


انگلیس: دلم می خواد بگم که انگلیس رو دیدم، ولی از اونجا که مستقیم رفتم London و فقط اونجا بودم، نمی شه. به هر حال خود London  هم بسیار دیدنی بود. شلوغ و پر هیجان. و این که رامین و آرش اونجا بودن هم همه چیز رو 100 برابر بهتر می کرد. اتوبوس های 2 طبقه، گارد های سلطنتی، pub رفتن بعد از نصف شب، هوای عجیب ... a foggy day in London town   



و حالا برگشتم و کار و زندگی دوباره شروع شده. جالب اینه که دلم برای کار و زندگی تنگ شده بود.