X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 3 آبان‌ماه سال 1389
بنوییییییییییییییییییییس!!!!

سلام!


هر روز صبح که از خواب بیدار می شم، اولین کاری که می کنم اینه که می رم توی اینترنت. اول facebook رو چک می کنم، بعد 2 تا سایت Manga که یه طرز عجیبی بهشون معتاد شدم، و بعد اینجا. 


وقتی تازه اینجا رو آپدیت کردم، با کلی خوشحالی این صفحه رو باز می کنم. اما وقتی زمان می گذره و می بینم که چیزی برای گفتن ندارم، یا اگر دارم نمی دونم چجوری بنویسمشون، با شرم و ناراحتی میام سراغ این صفحه...


"بنویس" . این کلمه برام مثل یه پتک می مونه که محکم می زنه توی سرم. 


اگر بدونین جند دفعه اینجا شروع به نوشتن کردم و وسط کار همه رو پاک کردم. آخه جفنگ نوشتن هنری نداره و نمی خواستم اینجا رو با حرفهای الکی پر کنم.

یا اینکه چند دفعه هر کاری کردم حتی نتونستم یه جمله، نه یه کلمه بنویسم.

حتی الان که دارم اینها رو می نویسم حس می کنم رامین برام پیغام میذاره و میگه : "اینا که حرف نشد! بنویس! درست بنویس!"


چشم. می نویسم. بالاخره یه چیزی می نویسم که ارزش وقتتون رو داشته باشه. ولی امروز نه. امروز فقط کاغذ سیاه می کنم.